معنی استاجلو
6 بازدید
[ اُ ] (اِخ) یکی از هفت قبیله از ایلات ترک که ارکان سپاه صفویه محسوب میشدند و آنها از این قرارند: شاملو، روملو، استاجلو، تکلو، ذوالقدر، افشار و قاجار. (تاریخ ادبیات ایران تألیف برون ترجمهٔ یاسمی ج ۴ ص ۴۱).[ اُ ] (اِخ) رجوع به محمدبیک استاجلو و رجوع به محمدبیک خامان سلطان استاجلو شود.
کلمات همقافیه با «استاجلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر