معنی اسبیل
2 بازدید
[ اَ ] (ص) دزد اسب. (جهانگیری). که بغیر از اسب دزدیدن کار دیگر نکند. (سروری). و رجوع به اسپیل شود.[ اِ ] (اِخ) حصنی است در اقصای یمن و گویند حصنی است آنسوی نجیر. شاعر در وصف حمار وحشی گوید: باسبیل کان بها بُرْهَةً. من الدهر مانبحته الکلاب. و این صفت کوه است نه حصن. و ابن الدُمینة گوید: اسبیل کوهی است در مخلاف ذمار و آن منقسم به دو نیمه است نصف آن بمخلاف رُداع و نصف دیگر بشهر عَنْس کشد و بین اسبیل و ذمار پشته ایست سیاه و در آن چاهی است موسوم به حمام سلیمان و مردم از بیماریهای جرب و غیره بدان استشفا کنند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اسبیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر