معنی اسبندان
6 بازدید
[ اَ بَ ] (اِخ) (بحیرهٔ مرغزار...) «بحیرهٔ مرغزار شیدان» بولایت فارس. حمداللََّه مستوفی گوید: در بهار بوقت آب خیز بحیره شود و بهنگام گرما خشک شود. دورش فرسنگی بود. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۲۴۱).
کلمات همقافیه با «اسبندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر