معنی اسبلتو
5 بازدید
[ اُ بُ تَ / تُو ] (اِ مرکب) (از: اسبل، مصحف سپرز +تو، صورتی از تب) خون میز سپرزی. زهره تو. بیماری اسب و گوسفند و بز و شتر.
کلمات همقافیه با «اسبلتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر