معنی اسبغلال
5 بازدید
[ اِ بِ ] (ع مص) اسبغلال ثوب؛ تر شدن جامه و مانند آن. (از منتهی الارب). || اسبغلال شَعر؛ چرب و تر شدن موی به روغن: اسبغل الشعر بالدهن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسبغلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر