معنی اسبال

معنی اسبال

7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) جاری کردن. (غیاث). - اسبال دمع؛ پیاپی ریختن اشک. پیاپی آمدن اشک. (منتهی الارب). - اسبال سما؛ باریدن آسمان. باریدن باران. (منتهی الارب). - اسبال مطر؛ پیاپی آمدن باران. (منتهی الارب). باران باریدن. (زوزنی). || اسبال زرع؛ برآمدن خوشهٔ کشت. (منتهی الارب). خوشهٔ کشت بیرون آمدن. (تاج المصادر بیهقی). صاحب خوشه شدن کشت. (منتهی الارب). || اسبال طریق؛ بسیار آینده و رونده شدن راه. (منتهی الارب). || بسیار کردن سخن بر کسی. (زوزنی): اسبل علیه. (منتهی الارب). || فروهشتن. فروگذاشتن ازار و مانند آن به تکبر. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). فروگذاشتن جامه. (غیاث). فروگذاشتن ازار و آنچه بدان ماند. (زوزنی). || فروگذاشتن پرده و جز آن. فروریختن. || سست کردن بند ازار. (منتهی الارب).
[ اَ ] (ع اِ) اسبال دلو؛ دهانه های دلو. (منتهی الارب)؛ لبهای آن.

کلمات هم‌قافیه با «اسبال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید