معنی اسبابکشی
5 بازدید
[ اَ کَ / کِ ] (حامص مرکب) در تداول عامه، نقل اثاثه از خانه ای بخانهٔ دیگر. - امثال: سه بار اسباب کشی، برابر یک حریق است.
کلمات همقافیه با «اسبابکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر