معنی اسالم
7 بازدید
[ اَ لَ ] (اِخ) ناحیه ایست در گیلان از بلوکات طوالش. حدّ شمالی آن گرگانرود، حد جنوبی طالش دولاب، حد شرقی بحر خزر و حد غربی خلخال. و آن در کنار راه رشت به آستارا میان امیرمحله و کیکاربیشه در ۹۴۵۰۰ گزی رشت است. طول این ناحیه ۳۵ هزارگز و عرض ۱۱ هزارگز است و آن ناحیه ایست کوهستانی. مرکز آن دیگه سرا و جمعیت در حدود ۱۲۰۰ خانوار است. عدهٔ قراء ۲۲، مساحت ۹ فرسنگ، مرکز آلالان.[ اَ لِ ] (اِخ) یکی از کوههای سراة که بنوقسربن عبقربن انماربن نزار بدانجا فرودآمدند و اعمّ اشهر آنست که آن قسر است و نام وی مالک بن عبقربن انماربن اراش بن عمروبن الغوث بن نیت بن مالل بن زیدبن کهلان بن سبأبن یشجُب بن یعرب بن قحطان است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اسالم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر