معنی اساءة
5 بازدید
[ اِ ءَ ] (ع مص) اِسائه. اِسائت. بدی کردن با. (منتهی الارب) (صراح). بدی، مقابل احسان و نیکی: اساءة اَدَب : چه اسائت ز من آمد که بدین تشنه دلی بسوی مشرب احسان شدنم نگذارند. خاقانی. || گمان بد بردن به کسی. (تاج المصادر بیهقی): اساءة ظن. || تباه کردن چیزیرا. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اساءة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءة» برای سرودن شعر