معنی از آنکه
10 بازدید
[ اَ کِ ] (حرف ربط مرکب) زیرا که. بجهت آنکه. بعلت آنکه : و این بیابان را بیابان کرکسکوه خوانند از آنکه یکی کوهی است خرد اندر مغرب این بیابان که آنرا کرکسکوه خوانند. و این بیابان را بدان کوه بازخوانند. (حدود العالم). بروز کرد نیارم بخانه هیچ مقام ار آنکه خانه پر از اسپغول جانور است. بهرامی. || (حرف اضافهٔ مرکب) تا: پس بندوی خبر مخالفان بهرام [ چوبینه ] بگفت، که اینک آمده اند بیست هزار مرد، بهواداری تو. پرویز گفت بتو شادترم از آنکه بدین سپاه. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «از آنکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر