معنی ازیو
7 بازدید
[ ] (اِخ) شهرکیست بخراسان به آخر عمل گوزگانان و اندر بیابانهای این شهر مقدار بیست هزار مرد است عرب، مردمانی اند با گوسپندان و شتران بسیار و امیرشان از حضرت ملک گوزگانان رود و صدقات بدو دهند و این عرب توانگرترند از همهٔ عرب که اندر خراسانند پراکنده بهرجائی. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «ازیو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یو» برای سرودن شعر