معنی واژه ازگیل
3 بازدید
[ اَ ] (اِ) درختچه ای که در همهٔ جنگلهای شمالی حتی ارسباران و گلی داغ و گردنهٔ چناران میروید. حدّ سفلای آن سواحل آستارا و حد علیا، کتول در ارتفاع ۲۰۰۰ گزی. (گااوبا). ازگِل. نلکه. زعرور. سِر (در آستارا). زِر. تُرسه سِر (در طوالش). فَتَر (در اطراف رشت). کُنُس (در طالقان قزوین). کنس. کنوس. کونوس (در گیلان و مازندران). ترش کُنُش (در رامسر و شهسوار). تالاس گور (در رامیان). کُندُز. کُندُس (در گرگان و کجور). (گااوبا). <۵۳۰۶۴۰۰۲۰۱۱۹۸۹۰۱>...