معنی ازورد
5 بازدید
[ اَ وَ ] (اِ) نام خندقوقی در زبان برابرهٔ افریقا. (ابن البیطار). دوائیست که آنرا بفارسی انده قوقو گویند و بعربی حندقوقی خوانند، اگر آب آنرا بگیرند و با روغن بجوشانند و بر طفلی که دیر بحرکت آید بمالند زود به حرکت آید و جمیع بادها را نافع است. (برهان). بلغت بربری جندقوقا است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). طریفلن.
کلمات همقافیه با «ازورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر