معنی ازور
6 بازدید
[ اَ وَ ] (ع اِ) لشکر. || (ص) مایل. کج. کژ. || آنکه یک جانب سینهٔ او برآمده و جانب دیگر درآمده باشد. پهن سینه. ج، زور. (منتهی الارب). || کژسینه. (مهذب الاسماء). || سگ باریک سینه و یکرویه و بدنبالهٔ چشم نگرنده. || آنکه گاه شتافتن یک سوی سینهٔ خویش پیش اندازد. آنکه با یک جانب و متمایل بیک نیمهٔ بدن در سیر برآید هرچند که در سینهٔ او میل و کژی نباشد. (منتهی الارب).[ اَ وَ ] (اِخ) کوهی است در افریقا اندر بلاد کزولة، طول آن ده روزه راه است و آن از بحرالمحیط خارج شود و در وی قطعات آهن یافت شود. (نخبة الدهر دمشقی ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «ازور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر