معنی ازهی
6 بازدید
[ اَ ها ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از زهو. نازنده تر. متکبرتر. خودپسندتر. - امثال: ازهی من ثعلب. ازهی من ثور. ازهی من دیک. ازهی من ذباب. ازهی من طاوس. ازهی من غراب؛ لانه اذا مشی لایزال یختال و ینظر الی نفسه و قال: الجّ لجاجاً من الخنفساء و ازهی اذا ما مشی من غراب. ازهی من وعل؛ قیل هو الشاء الجبلی و زعموا ان اسمه مشتق من الوعلة و هی الیقعة المنیفة من الجبل. (مجمع الامثال میدانی).
کلمات همقافیه با «ازهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر