معنی ازهاء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ناز کردن. (منتهی الارب). تکبر کردن. || دراز شدن، چنانکه نخل. (منتهی الارب). || صاحب غورهٔ رنگین شدن خرما. (از منتهی الارب). || ازهاء بُسر؛ رنگ گرفتن غورهٔ خرما. (منتهی الارب). سرخ و زرد شدن غورهٔ خرما. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ازهاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر