معنی ازنیک
5 بازدید
[ اِ ] (اِخ) گگپی. کشیش ارمنی که در مائهٔ پنجم میلادی میزیسته و او را کتابی است موسوم به «رد بر فرقه ها» که میان سالهای ۴۴۵ و ۴۴۸ م. تألیف شده و در ضمن آن شرحی از عقاید ایرانیان آورده و آنها را رد کرده است، از جمله در باب فرقهٔ زروانیه مفصلاً بحث کرده است. (خرده اوستا تألیف پورداود ص ۹۳) (ایران باستان ص ۱۵۲۴ و ۱۵۲۵ و ۲۶۱۰) (ایران در زمان ساسانیان ص ۴۵ و ۹۵ و ۹۶).[ اَ ] (اِخ) شهری است بر ساحل بحر قسطنطنیه و مماطر ازنیکیه در غایت جودت است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ازنیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر