معنی ازنبیژ
8 بازدید
[ اَ زَمْ ] (اِ) طرخون. (السامی فی الاسامی ص ۱۰۱ س ۲۲). داروئی است که آنرا بطم و بقم خوانند و بوی مادران و نیز شرر آتش. (مؤید الفضلاء). و رجوع به ارنبیز و ارنبیژ شود.
کلمات همقافیه با «ازنبیژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یژ» برای سرودن شعر