معنی ازنان
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گمان بردن بکسی نیکی یا بدی را. || تهمت کردن. (منتهی الارب). اتهام. متهم کردن. (تاج المصادر بیهقی). متهم گردانیدن. (زوزنی). تهمت زدن. تهمت افکندن. اتهام. زَنّ. زنون.
کلمات همقافیه با «ازنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر