معنی ازناد
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ زَند.[ اِ ] (ع مص) زیادت کردن. افزودن. (منتهی الارب). || رجعت. برگردیدن. عود: ازند فی وجعه؛ برگردید در درد خود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ازناد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر