معنی ازغچ
6 بازدید
[ اَ غِ ] (اِ) اَزْغِج. گیاهی است که بر درخت پیچد و آنرا بعربی عشقه خوانند. (برهان). پیچک. ازغنج. (رشیدی). فرغند: نهال قد من از عشق زرد شد آری درخت خشک شود چون بر او تند ازغچ. درویش سقا.
کلمات همقافیه با «ازغچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غچ» برای سرودن شعر