معنی ازرمیدخت
6 بازدید
[ اَ زَ دُ ] (اِخ) آزرمیدخت. نام دختر پرویز که لشکر بدو بیعت کردند و ششماه ملک راند. (برهان). و رجوع به آزرمیدخت شود. || نام شهری که ازرمیدخت بناکرده است. (برهان). یاقوت گوید که این شهر بنام ملکهٔ اواخر عهد ساسانی نامیده شده و آن شهرکی است قرب قرمسین (کرمانشاه) و من از کسی آنرا بتقدیم راء بر زاء شنیده ام و گویا درست همان باشد. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ازرمیدخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر