معنی ازد عمان
6 بازدید
[ اَ دِ عُ ] (اِخ) قبیله ای از اَزْد که در عمان بودند: انّ ازدَ عمان ملاحون. (عیون الاخبار ج ۴ ص ۲۰۲). لازدِ عمان بن المهلب بَزوة اذا افتخر الاقوام ثم تلینُ. حسین بن هانی (عقدالفرید ج ۳ ص ۳۵۸).
کلمات همقافیه با «ازد عمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر