معنی ازدراد
6 بازدید
[ اِ دِ ] (ع مص) فروبردن لقمه و جز آن را بگلو. (از منتهی الارب). بگلو فروبردن. (غیاث اللغات). فروخوردن. ابتلاع. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ازدراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر