معنی ازدجار
6 بازدید
[ اِ دِ ] (ع مص) بازداشتن. نهی کردن. || ازدجار طائر؛ فال گوئی کردن بمرغ. (منتهی الارب). || بازایستادن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). || بازده شدن. (تاج المصادر).
کلمات همقافیه با «ازدجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر