معنی ازدب
6 بازدید
[ اَ دَ ] (اِ فعل) مگیر. (دستور الفضلاء). مگیر و مکش. (اداة الفضلاء) (شعوری از محمودی). مؤلف مؤید الفضلاء و آنندراج گوید: در این لغت شبهه است که فارسی است یا ترکی، غالب آن است که ترکی است -انتهی. لکن در ترکی چنین کلمه ای نیست.
کلمات همقافیه با «ازدب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دب» برای سرودن شعر