معنی ازحال
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) مضطر کردن او را به... || دور گردانیدن. (منتهی الارب). دور کردن.
کلمات همقافیه با «ازحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر