معنی ازبد
5 بازدید
[ اِ بِ ] (اِخ) یکی از قرای دمشق، بین آن و اذرعات سیزده میل است و یزیدبن عبدالملک بن مروان خلیفه در شعبان و بقولی در رمضان سال ۱۰۵ هـ . ق. بدانجا درگذشت. و در سبب اقامت وی در آن قریه اختلاف است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ازبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر