معنی اریوس‌باغوس

معنی اریوس‌باغوس

6 بازدید
[ اَ ] (اِخ) (تلّ مریخ) و آن تل چنانست که اگر کسی بر فراز آن بایستد و اطراف خود را نگاه کند، صنایع غریبه از قبیل تماثیل و مذابح و معابد متعدده [ آتن را ] مشاهده خواهد کرد و محل انعقاد مجلس قدیم اثینه اینجا بود و اعضای آن را اریوباغیان مینامیدند (اعمال رسولان ۱۷ : ۱۹ الی ۳۴) و اعضای این مجلس مورد وثوق و اطمینان و در نزد مردم مکرم و در امور سیاسی و ادبی وکیل بودند و محاکمه هر کس که نسبت بخدایان کفر میگفت بدینجا راجع بود و بدین لحاظ پولس را برای محاکمه آنجا آوردند و شکایتی که از او داشتند این بود که بخدایان غریبه و غیر معروف ندا میکند. اما وی چنان با دلیری و اقتدار سخن گفت و حماقت و گناه بت پرستی را ظاهر کرد که قلوب بسیاری از اعضای مجلس را فریفتهٔ خود گردانید از جملهٔ دیونسیوس است که یکی از اجزای آن مجمع بود و دامرس و غیره و بعضی از ایشان بدین مسیح گرویدند. و این مجلس دارای «اکسارگانها» بود و اینان اشخاصی بودند که بعد از مدتی معین که حکومت میکردند و پخته و کاردیده میگردیدند، بدانجا دعوت شده بعضویت آن مجلس نائل میگردیدند و حاکم دیگری بجای ایشان تعیین میشد که او نیز در حین انعقاد مجلس میبایست حضور یابد و احکام حکیمانه و عادلانه ایشان سبب انتشار آوازهٔ این مجمع شد چنانکه در خارج از حدود یونان نیز معروف بود و این مجلس نشیمن های سنگی برای حضار داشت و همه سرگشاده بود و در ضمن آن ابیقوریان و ستوکان و غیره می ایستادند و شهر در اطراف این تل واقع و پر از بت پرستان و معابد ایشان بود. گویند این مجلس در شب منعقد میشد تا کسی بر افکار حکام اطلاع نیابد و نیز بدان جهت که با اغراض و آراء خارجیه داخل نشود. بالاخره رومیان این مجلس را با جور و ستم برچیده رسوم آنرا برانداختند. قدری بطرف جنوب شرقی تل سراشیب اکرپولیس واقع و بر قلهٔ مسطح این تل چندان عمارات و معابد با زینت و مکنت بت پرستان بود که در تمام معمورهٔ زمین چنان مکانی در عدد و مکنت و زینت بهیچوجه یافت نمیشد. (قاموس کتاب مقدس). و محاکمهٔ معروف سقراط نیز در این مجلس بوده است.

کلمات هم‌قافیه با «اریوس‌باغوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید