معنی اریف
6 بازدید
[ اُ ] (ص) صورتی از اریب در تداول زنان. وُریب. مورب. کج. قناس: اریف بریده؛ یعنی یک سوی آن پهن تر و یک سوی باریکتر و تنگ تر است. ابن العوام در کتاب الفلاحة خود کلمهٔ «وُراب» را آورده است و دزی در ذیل قوامیس عرب «فی وراب» بمعنی جهت مورب آورده است. ولی ظاهراً اصل این کلمه همان اریف و اریب پارسی است و مورَّب عربی نیز نعت منحوت است از این اصل.
کلمات همقافیه با «اریف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر