معنی اریط
6 بازدید
[ اَ ] (ع ص) مردی که او را فرزند نشود. (منتهی الارب). عاقِر. عقیم. آنکه فرزندش نباشد.[ اُ رَ ] (اِخ) اُریط و ذواُراط دو موضعست. (منتهی الارب).[ اُ ] (اِخ) شهری باسپانیا. (نخبة الدهر دمشقی ص ۲۴۵). مهرن ناشر نخبة الدهر، در فهرست آن کتاب گوید: ممکن است کلمه را در این موضع «ارنیط» خواند که همان ارند باشد.
کلمات همقافیه با «اریط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر