معنی اریض
8 بازدید
[ اَ ] (ع ص) مرد متواضع سزاوار خیر. || فربه: جدی اریض؛ بزغالهٔ فربه. (منتهی الارب). || پاک. (آنندراج). || پهناور. (منتهی الارب). پهن و فراخ. - عریض اریض؛ از اتباع است یعنی ثانی بمعنی اول است و به این معنی بدون اول نمی آید. (منتهی الارب).[ اَ ] (اِخ) موضعی است در قول امرؤالقیس: أصابَ قَطاتَین فسال لواهما فوادی البدِیّ فانتحی للأریض.(معجم البلدان). اریض یا یریض شهری است یا وادی ایست. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اریض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر