معنی اریس
7 بازدید
[ اَ ] (ص) زیرک. هوشیار. (جهانگیری) (برهان) (رشیدی).[ اَ ] (ع ص) کشاورز. (منتهی الارب). برزگر. (مهذب الاسماء). ج، اراریس (مهذب الاسماء)، اریسون. (منتهی الارب). || مؤلفین جهانگیری و برهان گویند: اریس در عربی به معنی متابع آمده است، ولی در قوامیس عرب بدین معنی دیده نشد. ظاهراً اصل مزارع بوده و غلط از کاتب است.[ اِرْ ری ] (ع ص) برزگر. (مهذب الاسماء) (کنز اللغات). کشاورز. مزارع. (جهانگیری). زراعت کننده. (برهان). ج، اراریس، اریسون، ارارسة، ارارس. || امیر. (منتهی الارب). رئیس.[ ] (اِ) ارکس. ارز. فوقا.[ اَ ] (اِخ) (بئر...) چاهیست بمدینه نزدیک مسجد قبا. (منتهی الارب). خاتم پیامبر صلوات اللََّه علیه در خلافت عثمان از دست عثمان در این چاه افتاد و یافته نشد.
کلمات همقافیه با «اریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر