معنی اریحی
8 بازدید
[ اَ یَ حی ی ] (ع ص) مرد فراخ خوی. (منتهی الارب). واسع الخلق. مهربان. || جوانمرد. آنکه شاد شود چون عطا دهد. (مهذب الاسماء). مرد شاد بعطا دادن. هرکه از سخاوت پشیمان نشود. که خرّم بود در سخاوت کردن. سخی : الالمعی الاریحیّ المربحی واللوذعی الفیلسوف المدره. عبدالرزاق بن احمد العامری الشاعر.
کلمات همقافیه با «اریحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر