معنی ارگپات
7 بازدید
[ اَ تَ ] (پارسی باستان، ص مرکب، اِ مرکب) ارگبد. ارگبذ. کوتوال. دژبان. رئیس ارگ. و این شغلی بود مهم که شاهان هخامنشی به اشخاص معتمد تفویض میکردند. (ایران باستان ص ۱۴۶۹ و ۱۴۸۱).
کلمات همقافیه با «ارگپات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر