معنی ارگو

معنی ارگو

11 بازدید
[ اَ رَ گُ ] (اِخ) دمینیک فرانسوا. یکی از علمای بزرگ مائهٔ نوزدهم میلادی. متولد به استاژل (پیرنهٔ شرقی). او در بیست وسه سالگی وارد آکادمی علوم شد. از آثار او تحقیق در خواص شعاع منعکس، اندازه گرفتن علائم انکسار نور، تشریح لمعان ستارگان و آزمایشهائی در خصوص مغناطیس الکتریکی است. وی دارای روحی آزادی خواه بود و در ۱۸۴۷م. بعضویت حکومت موقت منصوب گردید و مدتی وزارت خانه های جنگ و بحریه را اداره کرد. (۱۷۸۶-۱۸۵۳م.). || برادر او، ژاک ، نویسنده و سیاح فرانسوی، متولد در استاژل. او راست: سفر دورِ دنیا که مورد توجه بسیار شد. (۱۷۹۰-۱۸۵۵م.). || برادر دیگر او، اتین ، ادیب و سیاستمدار فرانسوی، شهردار پاریس به سال ۱۸۵۹ م. (۱۸۰۲ - ۱۸۹۲ م.). || امانوئل ، پسر فرانسوا، سیاستمدار فرانسوی. مولد او پاریس به سال ۱۸۱۲ م. وی در سال ۱۸۷۰ بعضویت حکومت دفاع ملی منصوب گردید و در ۱۸۹۶ درگذشت.

کلمات هم‌قافیه با «ارگو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید