معنی ارکلی

معنی ارکلی

6 بازدید
[ اَ کِ ] (اِخ) قصبه ای است در ولایت قونیه و در شمال غربی کوه بلغار یعنی بوغا واقع است. چشمه های جاری و باغهای بسیار دارد. دارای ۹۰۴ خانه و ۲۹۵ دکان و ۳ کاروانسرا و دو حمام و ۴ مسجد جامع و ۱۸ مسجد و یک رشدیّه و ۸ مکتب صبیان و یک کلیسای ارمنی و یک کلیسای رومی. سکنهٔ آن ۴۶۰۰ تن است که از آن ۳۰۰ تن ارمنی و نزدیک ۲۰۰ تن رومی و مابقی مسلمانانند و مسیحیان آنجا نیز زبانشان ترکی است و هوای سالم دارد و انگور و سیب و امرود و سایر میوه های آنجا بغایت نیکو و فراوانست و نام قدیم آن آرکلائیس بود و قضای ارکلی شامل ناحیهٔ دیوله نیز میباشد و گذشته از دیوله ۵۵ قریهٔ دیگر نیز متعلق بدان ناحیت است که مجموعاً ۳۵۶۶ خانوارند و مجموع اهالی این قضا ۲۲۵۰۰ تن باشند و ۲۰ جامع شریف و ۱۳ مسجد و در قصبهٔ دیوله یک مدرسه هست. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ اِ رَ ] (اِخ) اسکله و قصبهٔ مرکز قضائی است در سنجاق بولی از ولایت قسطمونی، تقریباً در ۲۰۰ هزارگزی غربی قسطمونی و ۲۰۰ هزارگزی مشرق قسطنطنیه و ۸۰ هزارگزی شمال بولی، در مشرق خلیجی در جنوب دماغهٔ بابا. و چون بنام ارکلی چند موضع دیگر در اناطولی و روم ایلی هست بهمین جهت این ارکلی را قره دکز ارکلیسی ( ارکلی بحر اسود) یا بندر ارکلی نامند. ارکلی قصبهٔ قدیمی است و نام باستانی آن «ابراکلیا» بوده و در روم ایلی ایراکلیا پونتیکا (ارکلی بحراسود) و اریبولوم نیز نامند. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ اِ رَ ] (اِخ) قصبه و اسکلهٔ کوچکی است در ساحل شمالی بحر مرمرهٔ مرکزی ملحق بسنجاق تکفورطاغی ولایت ادرنه، و مسافت آن با شهر تکفورطاغی از جهت شرق ۴۸ هزار گز است و فاصلهٔ آن از جانب جنوب غربی با سلور ۲۸ هزار گز باشد و از جانب جنوب شرقی در ۲۷ هزارگزی چورلی واقع است. تقریباً ۱۳۰ خانه دارد و مردم آنجا مسلمانان و رومیان و ارمنیانند و نام قدیم آن «ایراکلیا» است و برای آنکه با ایراکلیای ساحل دریای سیاه مشتبه نشود آنرا ایراکلیای تراکیه مینامند ونام دیگر او پرینتوس است. (قاموس الاعلام ترکی).
[ اِ رَ ] (اِخ) اسکلهٔ کوچکی است در نیم ساعتی قره مرسل، در ساحل جنوبی خلیج ازمید. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «ارکلی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید