معنی ارکاح
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اعتماد کردن. تکیه کردن. || تکیه دادن چیزی را. (منتهی الأرب). پشت بجای بازنهادن. (تاج المصادر بیهقی). || مضطر گردانیدن. (منتهی الأرب). مُلجأ کردن.[ اَ ] (ع اِ) جِ رُکح، به معنی بینی کوه و کرانه و ناحیهٔ آن. (منتهی الأرب). || خانه های راهبان. (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارکاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر