معنی ارکاء
3 بازدید
[ اِ ] (ع مص) پناه گرفتن به. (منتهی الأرب). پناه بردن: ارکی الیه. || پناه بکسی دادن. (تاج المصادر بیهقی). زنهار دادن. || مهلت دادن. (منتهی الأرب). || گناه نهادن. گناه بر کسی نهادن. (تاج المصادر بیهقی): ارکی علیه؛ گناه نهاد بر وی و بد گفت. (منتهی الأرب). || ارکاء جند؛ ساخته و آماده کردن لشکر. (منتهی الأرب). مهیا کردن لشکر: ارکی لهم جنداً. || تأخیر و درنگ کردن در کاری: ارکنی الی کذا. (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارکاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر