معنی ارون
5 بازدید
[ اَ ] (ع ص) شاد. شادان. شادمان. اَرِن.[ اَ ] (ع اِ) زهر. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). یا دماغ فیل که گویند سم قاتل است. مغز سر فیل که زهرناک باشد. (آنندراج). ج، اُرُن. (منتهی الارب).[ اَ ] (از لاتینی، اِ) خبزالقرود. آذان الفیل. پیلگوش. پیلغوش. آرُن. لوف الصغیر.[ اِ ] (ع اِ) جِ اِرَة.[ اِ ] (اِ) آلو و در بعض نسخ طوشنجل (؟) است. (شعوری).[ ] (اِخ) قریه ای است بیک فرسنگی شمال کاشان و آن سابقاً بسیار آباد و پرجمعیت بوده است.[ اَ ] (اِخ) ناحیه ای باندلس از اعمال باجه و کتان آن بر کتان دیگر نواحی اندلس برتری دارد. (معجم البلدان) (قاموس الاعلام ترکی) (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «ارون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر