معنی اروسم
5 بازدید
[ اِ سِ ] (از یونانی / لاتینی، اِ) اروسمن. اروسمین. اروسیمون. بیونانی تودری است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). اسحارة. تودریج. ایشاره. لبسان. لفسان. شندلة. اوسیمون. قصیصه. قدّومه. قدّامه. مادر دخت.
کلمات همقافیه با «اروسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر