معنی اروسخواجهمیش
6 بازدید
[ ] (اِخ) یکی از امراء که با فوجی از لشکریان که از میرزا سنجر گریخته بود بموکب سلطان حسین میرزا پیوست و سلطان آن جماعت را منظور نظر عاطفت گردانید. (حبیب السیر جزو ۳ از ج ۳ ص ۲۴۲).
کلمات همقافیه با «اروسخواجهمیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر