معنی ارواق

معنی ارواق

6 بازدید
[ اَرْ ] (ع اِ) جِ رَوق، به معنی شاخ. (منتهی الارب). || باران بزرگ قطره: القت السحابة علی الارض ارواقها؛ ابر آنچه باران داشت بر زمین فروریخت. || آب صافی. (منتهی الارب): کاینچنین اندر همه آفاق نیست جز رحیق و مایهٔ ارواق نیست.مولوی. || اَرواق لیل؛ اثنای تاریک شب. || ارواق عین؛ جوانب چشم. || اِسبال ارواق؛ جاری شدن اشکهای چشم. || رمی بارواقه علی الدّابة؛ سوار ستور شد. || رمی بارواقه عن الدابة؛ فرودآمد از ستور. || القی ارواقه؛ سخت دوید و آرمید بجائی. کأنّه من الاضداد. || القی فلان علیک ارواقه؛ نیک دوست میداری تو او را. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «ارواق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید