معنی ارنه
6 بازدید
[ اُ نَ ] (ع اِ) خور. مِهر. شمس.[ اُ نَ ] (ع اِ) پنیر تر. (مهذب الاسماء). پنیر دلمه. || شراب. || دانه ای که شیر را پنیر می گرداند. || جایگاه حربا بر درخت چون برخیزد. (مهذب الاسماء). ارنةالحرباء؛ جائی از درخت که حربا بر آن بایستد. آشیان حربا که از چوب باشد. ج، اُرن. (مهذب الاسماء).[ اَ نَ ] (حرف ربط مرکب) مخفف اگرنه.[ اِ نِ ] (اِخ) (قاموس الاعلام ترکی). رجوع به اِرْن (شط و بحیره) شود.[ اِ نِ ] (اِخ) کرسی مایِن از ناحیهٔ ماین، واقع در ساحل اِرْنِه از شعب لوار، دارای ۴۷۶۶ تن سکنه و راه آهن از آن گذرد.[ اِ نِ ] (اِخ) کرسی مایِن از ناحیهٔ ماین، واقع در ساحل اِرْنِه از شعب لوار، دارای ۴۷۶۶ تن سکنه و راه آهن از آن گذرد.
کلمات همقافیه با «ارنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر