معنی ارنداق
5 بازدید
[ اَ رَ ] (ترکی، اِ) یرنداق. یَشمه. تسمه. حمیر. حمیره که بدان زین بندند. (منتهی الارب در ح م ر). اشکز.
کلمات همقافیه با «ارنداق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر