معنی ارناف
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بشتافتن. شتافتن. (منتهی الارب): ارنف الرجل. || سست کردن ستور گوش را از ماندگی. (منتهی الارب). گوش فرواوکندن اشتر از ماندگی. (تاج المصادر بیهقی): کان اذا نزل علیه الوحی و هو علی القصواء تذرف عیناها و ترنف باذنیها من ثقل الوحی. (حدیث). || ارناف بعیر؛ رفتن و جنبانیدن سر را پس پیش درآمدن پوست سر او.
کلمات همقافیه با «ارناف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر