معنی ارمگان
5 بازدید
[ اِ مَ ] (ص) تربیت کننده. (برهان). مربی. (جهانگیری) (برهان): گر تو بوی ارمگان کعبه زرین کنی آستان کعبه کعبه ز تو سد جاودان یافت مکه ببقات ارمگان یافت.خاقانی. || (اِ) تربیت. (جهانگیری). || سعد. سعادت. (جهانگیری) (برهان): در طالع هرکه ارمگان یافت سرمایهٔ عمر جاودان یافت.خاقانی.
کلمات همقافیه با «ارمگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر