معنی ارموی
5 بازدید
[ اُ مَ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به ارمیه از بلاد آذربایجان و جماعتی از علماء بدان نسبت دارند. (انساب سمعانی). اهل ارمیه. از ارمیه.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) او راست کتابی در غریب الحدیث و آن تتمهٔ کتاب ابن الجوزیست. (کشف الظنون).[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) ابن حامد. یکی از ائمهٔ لغت عربست.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) تاج الدین. رجوع بتاج الدین و عیون الانباء شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به حسین بن عبداللََّه... شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به سراج الدین... شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به صفی الدین عبدالمؤمن فاخر... شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به فرح بن ابی بکر... شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به محمدبن الحسین شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به محمدبن عمربن یوسف... شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به محمدبن قحطان... شود.[ اُ مَ وی ی ] (اِخ) رجوع به نعیم بن مسافر... شود.
کلمات همقافیه با «ارموی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر