معنی ارمونتن
6 بازدید
[ اَ نَ تَ ] (هزوارش، مص) بلغت زند و پازند، خوابیدن. آرام گرفتن. (برهان). آرمیدن. آسودن.
کلمات همقافیه با «ارمونتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر