معنی ارمولة
6 بازدید
[ اُ لَ ] (ع اِ) ارمولةالعرفج؛ پاره ای از شاخ عرفج که بر تنه مانده باشد بعد از بریدن. ج، ارامل، ارامیل. (منتهی الارب).[ اُ لَ ] (ع ص) غلامٌ ارمولة؛ پسر محتاج مسکین. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ارمولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر